برای او که نامردی را به اوج رسانید

ما - تو = من تنها خواهم ماند...

 

هنوز حرفای نا گفته دارم گوش كن


تو ام این زهر تلخ نفرت و نوش كن


آره تو راست میگی عشق بچه بازی نیست 

همون بهتر بری مار هم فراموشکن

تو ابروی عاشقی رو پاک بردی 


دارم جدی می گم برای من مردی


چقدساده بودم كه باورت كردم


عزیزم بودی وخونم میخوردی


 تو که بریدی ودوختی وبهونه ساختی

 

اما بدون كه تو عاشقی باختی


عشقوچه ارزون مفت فروختی


باختی باختی


یاد میگرم از تو اینو كه برم به یك بهانه


اسم این كارو بذارم راه حل عاشقانه


توی اوج اشك عشقی یاد میگیرم كه بخندم 

هر کی سوخت و باخت مهم نیست 

مهم اینه من برندم 

از تو آینه ساخت بودم به چه سادگی شكستی


توی كارت مونده بودم اما ثابت كردی پستی


من به غصه وا نمیدم به تو بها نمیدم


تو فقط یه نقطه بودی من تورو صدا میدیدم

 

تو که بریدی و سوختی و باختی 

 

اما بدون که تو عاشقی رو باختی


عشق چه ارزون مفت فروختی باختی باختی

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت18:29توسط نرگس | |