دلتنگشم

خیلی وقته که دیگه همه چیم شده سوم شخص بهش نمیگم دلتنگتم بلکه باید بگم دلتنگشتم گاهی اوقات زندگی به اون قشنگی که میگن نیست و ادم فکر میکنه دوست داشتن و عشق ورزیدن توی افسانه هاست با دوستم داشتم صحبت می کردم که گفتم عشق چیه اونم گفت : به نظر من عشق یه تپه ایه که هر کره خری از اون بالا میره من گفتم نگو عزیزم عشق مقدسه و خوب اما توی زمانه ما دیگه هیچ کسی وجود نداره که لیاقتش رو داشته باشه امروزه هر کی به هر کی میرسه میگه عاشقتم اما از عشق هیچی نمیدونن مشکل هم خودمونیم که دوست داشتنو پای عشق پاک می زنیم عشقای امروزی گاهی هوسه و گاهی هم دلتنگی هیچ کدوم عشق نی گفت ؟ پس تو چی ؟ تو هم عاشق نبودی ؟

از ته دلم آه کشیدم و اشک توی چشام اومد و گفتم من ..........

من از ته ته دلم دوستش داشتم  لبریز شده بود توی قلبم جای کسی دیگه نبود که بگم هوسم بود . من معنی عشق رو خوب فهمیدم ولی شاید اون نفهمیده باشه گفتم شاید ولی من مطمعنم که نفهمیده وگرنه اگر عشق پاک منو می فهمید نمیرفت و با یکی دیگه همنشین نمیشد . من عشقمو با تمام وجودم تقدیمش کردم و طرفم لایق نبود .

من دختر سنگدلی نیستم ولی اون خواست من بد باشم و الانم از ته ته قلبم نفرینش میکنم که خدا حق منو بهم بده و جدم اونو وی دنیا روسیاه کنه و هیچوقت خوشبخت نشه اینو با قلب شکستم بهش میگم که بدونه چه زجری می کشم .

 

نبودن

بودنم خاطره ای شد در انبوه خاطره ی  تو

و نبودنم نیز

بدین سان نیست بایدبود تا

تا صفور بودن بر من تحمیل شود

تا بودنم در هزاره ای خاطره مدفون می شود

باید رفت و رفت و رفت

و دور شد از هیاهوی زمان

                                         در آغوش زمین

 می روم تا در پس امدن دیروز و هنوز

                   حادثه ها را به خاطره پیوند زنم

و خاطره را با بودن یا

بودنم خاطره ای شود در انبوهی از خاطره ها

لعنت به تو

گاهی می ندیشم خبر مرگ مرا     - گاهی می اندیشم خبر مرگ تو را

با تو چه کسی می گوید  - با من چه کسی خواهد گفت

آن زمان که خبر مرگ مرا  - آن زمان که خبر مرگ تو را

از کسی می شنوی - از کسی می شنوم

کاشکی روی تو را می دیدم  -  کاشکی تو مرا میدیدی

شانه بالا انداختنت را بی قید - شانه بالا انداختنم را بی قید

و تکان دادن دستت را - و تکان دادن دستم را با شوق

که مهم نیست زیاد - که مهم نیست خدا را شکر

عاقبت مرد . عجب  - عاقبت مرد .به درک

افسوس ........... -    کاشکه زودتر می مرد

نگید اینقدر سنگدل نباش واقعا از ته دلم دوست دارم بدبختی شو

ببینم دوست دارم خدا عزیزترین شو ازش بگیره که عزیزترینمو ازم گرفت .

 دوست دارم توی قیامت چشم به چشمش بشم و ازش بپرسم

 آخه  چرا  نامرد ..............

 

نفرین به تو

 

 

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست / ما تجربه کردیم ، کسی یار کسی نیست . .

 

*********

بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ می زنند ولی آنها جدی جدی میمیرند.

       تو شوخی شوخی به من لبخند زدی ولی من جدی جدی عاشقت شدم.

           تو شوخی شوخی فراموشم کردی ولی من جدی جدی برات میمیرم.

 

**********

         عشق کبوتری را به دل گرفتم که تنها یکبار بر آسمان قلبم پر زد...

*********

با اینکه اینو میدونم باید ازت بدم بیاد

بازم میخوام ببینمت خدایا قلبم چی میخواد؟!!!

میخواد که اون روزای تلخ دوباره باز زجرم بده

کاش بدونی چطور بازم گذشتمو یادم بره

خیلی روزا تو خلوتم دلم هواتو میکنه

ولی شکستن تا چه حد؟ کاش دل فراموش بکنه

نگاه نکن، چیزی نگو، با اینکه دل تو تنهایی میخواد باشم کنارت

شکستن غرورمو بهت نمیدم تا جاش بازم یه روز باشم کنارت