چند حرف

 

من به امار زمین مشکوکم

اگر این سطح پر از ادمهاست

پس چرا این همه دلها تنهاست

 

*************************************************************

اگر مقصد پرواز است قفس ویران بهتر

پرستویی که مقصد را در کوچ میبیند

از ویرانی لانه اش نمی هراسد

 ************************************************************

سهم من از شب شايد همان ستاره اي باشد که هميشه پنهان است ، هميشه هميشه هميشه... و يا به قول قاصدک ستاره اي من همان است که پيدا نيست

************************************************************

ادمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشگل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند

******************************************************************

برای یک عشق یک شروع یک آشنائی میشه با هیچی همه چیز رو به دست آورد. اما برای یک پایان و جدائی باید هر چی داری از دست بدی. دیگه حتی اون آدم اول هم نمی تونی باشی!!!!!

 

***************************************************************

كاش باراني ببارد قلبها را تر كند بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند قطره قطره رقص گيرد روي چتر لحظه ها رشته رشته مويرگهاي هوا را تر كند بشكند در هم طلسم كهنه ي اين باغ را شاخه هاي خشك بي بار دعا را تر كند مثل طوفان بزرگ نوح در صبحي شگفت سرزمين سينه ها تا نا كجا را تر كند چترها تان را ببنديد اي به ساحل مانده ها شايد اين باران كه مي بارد شما را تر كند

**************************************************************

 

دل من

2s8loox.jpg

              بسوزد خانه ی لیلی و مجنون که رسم عاشقی در عالم انداخت

              اگر لیلی به مجنون داده میشد دل هیچ عاشقی رسوا نمی شد

 

33xdn4h.jpg

 

كاش هرگز بدنيا نمي‌آمديم، حالا كه آمديم هر چه زودتر برويم ، خوشبخت‌تر خواهيم بود ...!

 
 

درد دل با بابام برای روز پدر

 

بابا جونم روزت مبارک

 

14cff9y.jpg

 

برو توی ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

روزت مبارک

                       سلام عشق من روزت مبارک

   هزار هزار بار میگم روزت مبارک

     تولد امام علی (ع) و روز پدر رو به تو تبریک میگم

 

2z7erf6.jpg

 

چشم ها را بستم آرزويم تو شدي

فكر رفتن كردم سمت و سويم تو شدي

تا كه لب وا كردم گفتگويم تو شدي

در ميان سكوت شبهايم جستجويم تو شدي

زير باران پر احساس خيال شستشويم تو شدي

هركجا بودم من پيش رويم تو شدي...

 نازنين در تمام قصه هاي من هيچ كس جز تو نبود

                        همه اويم تو شدي

 

 

2v9dkwy.jpg

 

 

گل من گوهر من ،کاش اينجا بودي

جان من جوهر من، کاش اينجا بودي

اگر اينجا بودي ، خانه خاموش نبود

آينه حوصله داشت گل فراموش نبود

وزن قلب سنگينم ، غربت آهنگ نبود

ساعت ديواري خسته از زنگ نبود

گل من گوهر من ،کاش اينجا بودي

 

2u7yjqv.jpg

 

                          دوستت  دارم روزت مبارک فدات شم

 

برای مسعودم

مسعود جان

درگذشت دوست عزیزت رو بهت تسلیت عرض میکنم و به درگاه خدا دعا میکنم که تمام گناهانشونو ببخشه و رحمتشون کنه  

نمیتونم غمو تو چشمات ببینم و از غمگت غمگینترینم فدات شم تسلیت میگم

288qtmv.jpg

برای تنها یاورم

    در شوره کسي بذر نکارد جز من

              در هجر تو کس تاب نيارد جز من

                          با دشمن با دوست بد ت مي گوييم

                                        تا هيچ کست دوست دارد جز من

 

 

2poxod5.jpg

 

گوش گوش 2 تا گوش 2 دست باز یه آغوش بیا بگیر قلبمو یادم تو را فراموش... چوب چوب یه گردن جایی نری تو بی من دق میکنم میمیرم اگه دور بشی از من دست دست 2 تا پا یاد تو مونده اینجا یادت میاد که گفتی: بی تو نمیرم هیچ جا...!!؟؟

 

2zhgnd1.jpg

 

       گویند خدا همیشه با ماست

                                           ای غم نکند خدا تو باشی

 

 

 

4q1xdv.jpg

 

 

چه زیان تو را که من هم برسم به ارزویی

 

        همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی

 

                  که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

حالشو ببر

دلم برات تنگ شده جونم می خوام ببینمت نمی تونم
بین ما دیوارهای سنگی فاصله یک عمره می دونم
بغض ترانمو شکستم می خوام بگم عاشقت هستم
تو عین ناباوری یه شب خالی گذاشتی هر دو دستم
تو بودی تمام هستی و مستی و راستی و تمام قصه من
تو بودی سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهای بسته من
نیمه شب از خوابم پا می شم نیستی پیشم باز دیوونه می شم
دوری تو تیشه زده به ریشم نیستی پیشم نیستی پیشم
بی صدا از من خالی می شم هم صدا با بی بالی می شم
گونه هام خیس از شبنم غم نیستی پیشم نیستی پیشم

fz3m6p.jpg

رنگ پر رنگ چشات تک رنگ مداد رنگی های منه

نقش چشات پشت تک سوژه نقاشی های منه

وسوسه بوسیدن لبهای تو بهونه شبهای منه

بهار موقع با تو بودنه عشق خوب تو آواز منه

زندگی کنار توست با تو بودن دنیای منه

2myvwuh.jpg

نیلوفران ابی سالهای سال منت لجنهای ته مرداب را میکشن

برای رسیدن به اونی که دوستش داری

سالهای سال باید صبر کنی

 

ohp7dl.jpg

دل ادما مثل یه جزیره دور افتاده است

اینکه کی واسه اولین بار پا به جزیره میزاره مهم نیست

مهم اون کسیه که هیچ وقت جزیره رو ترک نکنه

wrjng5.jpg

خدایا بی پناهم

ببین غرق گناهم

اگر عشقت گناه است

ببین غرق گناهم

شب و سحربه یاد

تو ترانه میخوانم

ز شوق یک نگاه تو

همیشه میمانم

nmf9td.jpg

تو همه کسمی

خواستم برای از دست رفتنت قطره ای اشک بریزم

  

ولی افسوس

 

تمام اشک هایم را برای به دست آوردنت ریخته بودم

 

33m27h4.jpg

 

شبي غمگين شبي باراني و سرد
                                                          مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت ديدار او ماند
                                                      مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
تمام هستي ام بود و ندانست
                                                      که در قلبم چه آشوبي به پا کرد
                         و او هرگز شکستم را نفهميد

صدایم کن

 

صدایم کن

من اینجایم

غریبانه

چه تنهایم

صدایم کن

در این غربت بسی خوابیده در چشمم

هزاران خواب و رویاها

که بی تو من نمی یابم

نه فردا را

نه شبها را

نه عشقی بر زبان دارم

نه رویایی

به دنبال هزاران خواب تنهایی

نه طاقت را

که بر ساحل روان دارم

صدایم کن

من اینجایم

به صد اندوه تنهایی

چه ویرانم

نمی دانم چرا

اینگونه بر کنج خرابات دلت من تکیه می دادم

به رویاها

پیام قاصدکها هدیه می دادم

به باران

چهره گرم تو را من بوسه می دادم

خداوندا ....

غریبانه ، چه تنهایم

صدایم کن

که بی تو من نمی یابم

نه رویای شبانگاهی

نه پرواز نگاه منتظر بر چشم تنهایی

و خود را

به صدها غم ، به صد اندوه

چه می بازم

صدایم کن

به تنهایی مرا خواندی

به چشمانت فرا خواندی

و من بر حجم غربتها و اندوهت

چه تنها، آشیانها را بنا دادم

و بر دستان گرمت تکیه می دادم

و از اندوه تلخم صد هزاران قصه می گفتم

که تو پادشه این قصه ها باشی

که تو ساحل به دریای غمم باشم

من اینجایم

از این رویای تلخ دوریت

عمری گریزانم

خداوندا ... رهایم کن

از این اندوه تنهایی رهایم کن

تو می دانی

بر این غربت تو آگاهی

تو می دانی ... چه شبها در پِیَش اشکی روان دارم

چه دردی بر دل خسته نهان دارم

زبان گنگ است از گفتار

زبان خاموش و سنگین است

از حجم غم پندار

صدایم کن

رهایم کن از این غربت ، خلاصم کن

پریشانم.... از اندوه نگاهت بس گریزانم

به چشمان همیشه منتظر

عمری گرفتارم

صدایم کن

ز چشمانت رهایم کن ، خلاصم کن

گریزانم... در این غربت پریشانم

بر این ویرانگی

چه می دانی که من هر شب چه گریانم

از اندوهت خلاصم کن

صدایم کن

فقط یک آن .... نگاهم کن

برای آخرین دیدار

برای آخرین گفتار

به یک لحظه نگاهم کن

برای مرگ این پندار

تو ... تنها آشیان لحظه های من

برای آخرین لحظه

آخرین یاد

نگاهم کن

تو ای یارا ....

عزیز من ....

صدایم کن ...

15dq3aq.gif

 

درد دل تنهایی هایم برای مسعودم

امان از این دلتنگی که راحت می تواند امان هر کسی را ببرد . امشب من مانده ام و یک دنیا دلتنگی و دیوانگی . من مانده ام و این تصور که عبور ثانیه ها چقدر ناچیز است و دیواره بغض من چه نازک .

کجاست ان جاده که تو را به من برساند ؟

کجاست ان شبگرد شوریده ای که صدای محزونش مرهمم باشد ؟

 کجاست دفتر خاطراتم که غم ها را بر دوشش نهم ؟!

من .اما در خیال دیروز و امروز تو را در فرداهایم جست و جو خواهم کرد ......

من تو را هر غروب با قلبی پر از عشق و با لبخندی که نشانه امید است ؟ .......هزاران هزار بار از خدا میخواهمت

 من نابت ترین   لحظات را فقط با تو میخواهم . 

بقیه رو توی ادامه مطلب ببین

ادامه نوشته

بی تو مهتاب شبی

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خير به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

                    شدم ان عاشق ديوانه كه بودم 

در نمهان خانه ي جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد

يادم امد كه شبي باز از ان كوچه گذشتيم

پر كشوديم و در آن خلوت دل خواشته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

بخت ، خندان و زمان رام

خوشه ي ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست بر اورده با مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه ، دل ماه به آواز شباهنگ

يادم ايد ، تو به من گفتيJ

                              از اين عشق حذر كن

لحظه اي چند بر اين اب نظر كن

اب ايينه ي عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است

تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن

با تو گفتم

                    حذر از عشق ندارم

                                            سفر از پيش تو هر گز نتوانم

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي من نه رسيدم نه گسستم

باز گفتم كه تو صيادي و من اهوي دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هر گز نتوانم

اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ حق ناله اي تلخ زد و بگريخت ................

اشك در چشم تو لرزيد ماه بر عشق تو خنديد

يادم امد كه دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم ، نگسستم نرميدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق ازرده خبر هم

نه كسي ديگر از ان كوچه گذر هم ......!

بي تو اما به چه حالي من از ان كوچه گذشتم .

مسعود :

 

تو کیستی؟؟؟

کیستی که من اینگونه مسحور تو ام؟؟؟؟؟؟

 

تو کیستی؟؟؟

کیستی که قلبم هر لحظه بیاد      تو می تپد ؟؟؟

....

و چه شیرین است زندگی با یاد تو.............

 

تو کیستی؟؟؟

تو کیستی که از نخستین دیدار دلم را لرزانیدی، چشمانم را اشکبار کردی و شدی تنها آرزویم....؟؟!!

 

آری .... من تو را دوست می دارم!!!

هر چند که تو مرا دوست نداشته باشی...!!

برایم مهم نیست که تو بخواهی که من دوستت داشته باشم یا نه.....!!

من چون خودم دوستت دارم، تا انتها برای خاطر چشم و دل مسحورم تو را دوست می دارم....

 

حتی اگر عشق مرا نخواهی...یاد مرا نخواهی و حتی خود مرا........

من تو را می خواهم ... با تک تک نفسهایم...

حتی اگر بدترین کج خلقی ها را با من کنی...

باز هم دوست می دارمت...

 

فریاد می زنم که دوستت دارم.........حتی اگر گوش هایت را بگیری تا صدایم را نشنوی....من بلند تر از همیشه فریاد می زنم....آنقدر بلند تا بلاخره بشنوی....

یبای من... چقدر می خواهی از من بگریزی؟؟؟؟

 

 

با نوشته هایم ........ با سکوتم....... با نگاهم ......... با تمام وجودم و به اندازه ای که دوستت می دارم فریادی می کشم تا حد خفگی..............

هزاران بار فریاد می زنم......

 

 

                                دوستت دارم!!!!!

 

من امشب سكوت دلم را شكستم/

سكوت شبان غمم را شكستم /

قسم خورده بودم كه عاشق نباشم /

به عشقت شكوه قسم را سكشتم/

عشق يعني ..........

9a1pxe.gif9a1pxe.gif

عشق يعني بزرگ کردن يک چيز به اندازه ي دنيا و کوچک کردن دنيا به اندازه ي يک چيز،زندگي کردن،تلف بودن،پلاسيدن،نطفه اي را پرورش دادن براي زندگي کردن،و اين تکرار تکرار است،اگر زندگي را دوست داشتم هيچوقت موقع تولد گريه نميکردم!!!
كسي رو دوست داشته باشي ؛ نمي توني تو چشماش زول بزني ؛ نمي توني دوري شو تحمل كني ؛ نمي توني بهش بگي چقدر دوستش داري ؛ نمي توني بهش بگي چقدر به اون نياز داري ؛ واسه همينه كه عاشقا ديوونه آدم ها به هم گل مي دهند ، چون معناي حقيقي عشق در گل ها نهفته است ؛ كسي كه بكوشد صاحب گلي شود؛ زيبايي پژمردن اش را هم خواهد ديد؛ اما اگر به همين بسنده كند كه گلي را در دشتي بنگرد ، همواره با او خواهد ماند؛ چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشيد ، با بوي زمين خيس و با ابرهاي افق مي ميرد

2wm18y9.gif

ستاره هاي آسمون رو مي شمارم ... 
1
، 2 ، 3 .......
چه موقع به تو ميرسم !
چه موقع حق دارم با تو باشم ...
تا چه شما ره اي از ستاره هاي آسمون ...
اصلا حقي دارم ؟ !
تا چه موقع بايد بغضم و با خودم داشته باشم ...
تا چه موقع قايم موشک ! (باشک ) بازي کنيم ...
ثانيه ها آدم رو به سمت نابودي سوق ميده ..
با چشم هاي باز و دست هاي بسته ..
حالا ديگه دست هاي همديگه رو هم نمي تونيم بگيريم ...
حالا ديگه نمي تونيم با هم بخنديم و بغض کنيم .. دعوا کنيم و بازي کنيم !
نمي تونيم توي چشم هاي هم زل بزنيم ...
نمي زارن به هم بگيم دوست دارم ...
اما ...
دوستت دارم و همين !

 

به تو دلبسته شدم

به تو دلبسته شدم
از همان روز که قاموس زمان
چله از قلب فرو مرده من باز گشود
به تو عادت کردم
چون دم و باز دمم
که همه عمر مکرر شده است
و نمیدانم من

ونمیدانیم ما
که چه تعداد نفس
در همه عمر دراز
رفته در کام فرو
گاه حتی ز تو آزرده شدم
تو گل وحشی دشت
من یکی مست تماشای رخت
وه که پیکان نظر بازی تو
خوش فرو هشت
در این قلب ستمدیده من
و من واله تو
به عبث در هوس چیدن تو
دست بردم بر آن ساقه ناب تن تو
تا تو را در کشم اندر تن خود
آه افسوس بر این نکته نیندیشیدم
ساقه ناب گل وحشی دشت
خار خود می خلد اندر تن من
آری ای آبی نیلوفریم
من همان شب پره ام
که شبی راز غم عشق تو را
با یکی شمع نهادم به میان
شمع نالید ز شب تا دل صبح
و شرر بر تن زارم بفکند
و کنون باز منم شب پره سوخته پر
و سحر نزدیک است
لیک اینبار دگر می دانم
و تو هم می دانی
عمر یک شب پره شب تا سحر است
پس دگر من نگهم را ز تو بر می دارم

تا نظر بر سحر مرگ نشان آویزم
لیک ای چشمه زیبایی و نور
بر بلندای افق
گر گذر کرد دلت
یاد این عاشق پر سوخته کن
که تو را دید شبی
و
شبی رفت ز یاد

98wsp1.jpg

ستاره ...................

يه شب توي آسمون يه ستاره چشمك زنون خنديد و گفت كنارتم تا آخرش تا پاي جون ستاره قشنگي بود آروم و ناز و مهربون ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون اما زياد طول نكشيد عشق منو ستاره جون  ابر اومد و ستاره رو دزديد و برد نامهربون حالا شبا به ياد اون زل ميزنم به آسمون دلم ميخواد داد بزنم اين بود قول و قرارمون تو رفتي و از خودتم نزاشتي حتي يك نشون .................

14smplf.jpg

کاش .................

كاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت كاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت كاش می شد از قلمهایی كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت كاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاین همه ای كاشها بر دفتر دلها نبود

=====================================================================

من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصور وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، مي شکنم به خدا ميشکنم

دلم گرفته

دلم گرفته آسمون نميتونم گريه كنم

شكنجه ميشم از خودم نميتونم شكوه كنم

انگاري كوه غصه ها روي سينه من اومده

آخ داره باورم ميشه خنده به من نيومده

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

تو روزگار بي كسي يه عمره كه در به درم

حتي صداي نفسم ميگه كه توي قفسم

من برا اتيش زدن يه كوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون يه كم منو حوصله كن

نگو كه از اين روزگار يه خورده كمتر گله كن

منو به بازي ميگيرن عقربه هاي ساعتم

برگه تقويم ميكنه لحظه به لحظه لعنتم

اهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آرروم بگيره يه آدم شكسته تر

تو را

تو را چون نقش رویا دوست دارم

چو عطر پاک گلها دوست دارم

منم آن ماهی افتاده در خاک

تو مانند دریا دوست دارم

قسم ای نازنین تا زنده هستم

تو را تنهای تنها دوست دارم

                                             مسعود من

گل من

1z50vp0.jpg

شکسته دل

قفس داران سکوتم را شکستند دل دائم صبورم را شکستند به جرم پا به پائي عشق رفتن پرو بال عبورم را شکستند مرا از خلوتم بيرون کشيدند چه بي پروا حضورم را شکستند تمنا در نگاهم موج مي زد ولي رويائ دورم را شکستند