عشق يعني ..........

عشق يعني بزرگ کردن يک چيز به اندازه ي دنيا و کوچک کردن دنيا به اندازه ي يک چيز،زندگي کردن،تلف بودن،پلاسيدن،نطفه اي را پرورش دادن براي زندگي کردن،و اين تکرار تکرار است،اگر زندگي را دوست داشتم هيچوقت موقع تولد گريه نميکردم!!!
كسي رو دوست داشته باشي ؛ نمي توني تو چشماش زول بزني ؛ نمي توني دوري شو تحمل كني ؛ نمي توني بهش بگي چقدر دوستش داري ؛ نمي توني بهش بگي چقدر به اون نياز داري ؛ واسه همينه كه عاشقا ديوونه آدم ها به هم گل مي دهند ، چون معناي حقيقي عشق در گل ها نهفته است ؛ كسي كه بكوشد صاحب گلي شود؛ زيبايي پژمردن اش را هم خواهد ديد؛ اما اگر به همين بسنده كند كه گلي را در دشتي بنگرد ، همواره با او خواهد ماند؛ چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشيد ، با بوي زمين خيس و با ابرهاي افق مي ميرد

ستاره هاي آسمون رو مي شمارم ...
1 ، 2 ، 3 .......
چه موقع به تو ميرسم !
چه موقع حق دارم با تو باشم ...
تا چه شما ره اي از ستاره هاي آسمون ...
اصلا حقي دارم ؟ !
تا چه موقع بايد بغضم و با خودم داشته باشم ...
تا چه موقع قايم موشک ! (باشک ) بازي کنيم ...
ثانيه ها آدم رو به سمت نابودي سوق ميده ..
با چشم هاي باز و دست هاي بسته ..
حالا ديگه دست هاي همديگه رو هم نمي تونيم بگيريم ...
حالا ديگه نمي تونيم با هم بخنديم و بغض کنيم .. دعوا کنيم و بازي کنيم !
نمي تونيم توي چشم هاي هم زل بزنيم ...
نمي زارن به هم بگيم دوست دارم ...
اما ...
دوستت دارم و همين !