دلم گرفته
دلم گرفته آسمون نميتونم گريه كنم
شكنجه ميشم از خودم نميتونم شكوه كنم
انگاري كوه غصه ها روي سينه من اومده
آخ داره باورم ميشه خنده به من نيومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگار بي كسي يه عمره كه در به درم
حتي صداي نفسم ميگه كه توي قفسم
من برا اتيش زدن يه كوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون يه كم منو حوصله كن
نگو كه از اين روزگار يه خورده كمتر گله كن
منو به بازي ميگيرن عقربه هاي ساعتم
برگه تقويم ميكنه لحظه به لحظه لعنتم
اهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آرروم بگيره يه آدم شكسته تر
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۸۷ ساعت 11:43 توسط نرگس
|