تو همه کسمی
خواستم برای از دست رفتنت قطره ای اشک بریزم
ولی افسوس
تمام اشک هایم را برای به دست آوردنت ریخته بودم

مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت ديدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
تمام هستي ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبي به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهميد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر ۱۳۸۷ ساعت 11:22 توسط نرگس
|