شبی غمگین شبی بارانی و سرد

مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

تمام هستی ام بود و ندانست

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

ولی هر گز شکستم را نفهمید

اگر چه تا ته دنیا صدا کرد.

****

در عشق اگر عذاب دنیا بکشی

با اشک دو دیده طرح دریا بکشی

تا خلوت من هزار فرصت باقیست

تنها نشدی که درد تنها بکشی

****

من اگر دختر نفرین شده اندوهم

یا که از نسل گلی هرزه میان کوهم

تو همان آدمک چوبی پیمان شکنی

که فقط لایق اتش زدنی

****

دیگر از بودن تو در کنارم هراس دارم

دیگر نمی گویم بیا

تنها پا به پای خواستن و نرسیدن که تقدیر

همیشه آرزوهایم بود

می شکنم

تا ابد.........

گاهی برای رسیدن نباید رفت