در سراشیبی که نامش زندگیست
با همه بیگانگیها می روم
در سکوت سرد غمگین زمان
بی هدف بی یارو تنها می روم
در سراشیبی که نامش زندگیست
میروم شاید که در دشت بزرگ
باز یابم آنچه را گم کرده ام

زندگي

كاش امتداد لحظه ها تكرار با تو بودن بود

بي تو چه كنم

در اين بازار نا مردي به دنبال چه مي گردي نمي يابي نشان هرگز

 

تو از عشق و جوانمردي برو بگذر از اين بازار از اين مستي

 

وطنازي اگر چون كوه هم باشي در اين دنيا تو مي بازي