چشم به راهتم کی بر می گردی
فاصله
همین یک واژه
مرز میان من و توست
پنج حرف است این واژه نحس
ومن چنان دلتنگم
که گویی
پنج فرسخ را ه است
مرز میان من و تو

هنوز کنارم بودی و من دلتنگت بودم
مسعود من

امشب هم برای تو خواهم نوشت
شبی در سکوت تنهایی خودم
شبی پر از ستاره های عاشق
شبی با نور قرص ماه
می نویسم از تو برای تو
چون دل بهانه را در خود می بیند
چون دستانم گرمی دستانت را می خواهد
چون چشمانم دیدن نوری را می خواهد که فقط در
چشمان تو آن را پیدا خواهد کرد
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 10:28 توسط نرگس
|