مینویسم از تو و برای تو

بدون هراس از خوانده شدن

بگذار همه بدانند

مینویسم برای تو

برای تویی که بودنت را

نه چشمانم میبیند

نه گوشهایم میشنود

و نه دستانم لمس میکند

تنها با شعفی صادقانه

با دلم احساست میکنم

نازنین همیشگی من

صاحب نوشته های من

تک سوار دلم

                       اگر باشی  میمانم

                       اگر بگویی اوج میگیرم

                       اگر بمانی قربانی بودنت میشوم

تو فقط:

بیا..

بگو...

بمان....

******************************************.

عشق من مسعود من بیا که بی تابتم

صدايت را مي خواهم تا موسيقي

 سکوت لحظه هايم باشد

نگاهت را مي خواهم تا روشني

 چشمهاي خسته ام باشد

 وجودت را مي خواهم تا گرماي قنديل

 آغوشم باشد

خيالت را مي خواهم تا خاطره

 لحظه هاي فراموشم باشد

دستها يت را مي خواهم تا

 نوازشگر بي کسي اشکهايم باشد

 و تنها خنده هايت را مي خواهم تا

 مرحم کهنه زخمهای زندگي ام  باشد

 آري تنها تو  را می خواهم....

*******************************************************

نگاهت می کنم با یک دل سیر

فلک را می کنم با گریه ام پیر

چه دانم من در این هفت خوان افلاک

چه سازم بهر قصر عشق تتدبیر

نگاهت می کنم با یک دل سیر

نرو از پیش من اینگونه دلگیر

دلی که مامن عشق تو بوده

برا دیدنش هرگز نکن دیر

بیا و از دل غم دیده من

غبار اه را چون باد بر گیر

*******************************************************