رو میكنم به آینه رو به خودم داد میزنم
ببین چقدر حقیـــر شده اوج بلند بودنم
رو میكنم به آینه من جای آینه میشكنم
رو به خودم داد میزنم این آینهست یا كه منم
من و ما كم شدهایم خسته از هم شدهایم
بنده خاك، خاك ناپاك ، خالی از معنای آدم شدهایم
دنیا همون بوده و هست حقارت ما و منه
وگرنه پیش كائنات زمین مثل یه ارزنه
زمین بزرگ و باز نیست دنیای رمز و راز نیست
به هر طرف رو میكنم راه رهایی باز نیست
دنیا كوچیكتر از اونه كه ما تصور میكنیم
فقط با یك عكس بزرگ چشمهامون رو پر میكنیم
به روز ما چی اومده من و تو خیلی كم شدیم
پاییز چقدر سنگینی داشت كه مثل ساقه خم شدیم
رو میكنم به آینه من جای آینه میشكنم
رو به خودم داد میزنم این آینه است یا كه منم
رو میكنم به آینــــــــه
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 10:19 توسط نرگس
|