خدایا !پراز یاد توام بشنو صدایم غریب از هررفیق و آشنایم
زداغ سروهای سبز وآزاد شکسته بغض گل در گریه هایم

خدایا!آتش عصیانم امشب سرود روشن بارانم امشب
به دریای غزل بی کیش وبی کاش پر از موجم ،دل طوفانم امشب

خدایا!دفتر ناخوانده ام من به راه یک سفر جامانده ام من
به دشت لاله های پرپر عشق زمستان تا بهاران خوانده ام من

به عشق عاشقانه خسته سوگند به قلب شیشه بشگسته سوگند
به اشک سوگواران جدایی به بغض در گلو بنشسته سوگند

خدایا!طاقت تنهایی ام ده دلی بی کینه ودریایی ان ده
دلی زخمی تر از داغ عزیزان به رنگ لاله صحرایی ام ده

خدایا عمر گل عمر حباب است
اسیر باد یا نقشی در آب است

دراین فرصت مراتاخویش مگذار
مرادر یاب که این دریا سراب است