جند تاحرف
بهش گفتم منو چقدر دوست داری؟ گفت: اندازه جوهر خودکارم. گفتم خیلی نامردیه. آخه جوهر خودکارت که یه روز تموم میشه. یه لبخندی زد و گفت: خودکارم اصلا جوهر نداره
**********
دلتنگم از نبودن ِ چشمهایت
نگاه کن ...
با یک مداد ساده دلم را سیاه کن
می دانم که اشتباه بزرگیست ...
اما بیا به خاطر من اشتباه کن
***********.
به هر کس از سر مهر و محبت می کنم جانم فدا
مثل عقرب می زند نیشم نمی دانم چرا؟!!!!!!!!
************.
ماندم به تو اي گلشن زيبا چه نويسم
من مور صغيرم به سليمان چه نويسم
ترسم كه قلم شعله كشد صفحه بسوزد
با اين دل تنگم به عزيزم چه نويسم
**********
خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي
خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد اون بگه که هرگز نميخواد تو رو ببينه
****************
سواربردستان سرنوشت برنگاه نوازشگرت سلام کردم وهم آنگاه وداع، آري درغروبي غمباردرپشت کوه خورشيدخون مىنگريست آسمان تاريک بغضي ترکيد
***********