چه کنم در مانده شدم
گفتمش همدم شبهایم کو؟ تاری از زلف سیاهش را داد
گفتمش بی تو چه می باید کرد؟ عکس رخساره ی ماهش را داد
وقت رفتن همه را می بوسید به من از دور نگاهش را داد
یادگاری به همه داد و به من انتظار سر راهش را داد
*****
غرور
با اینکه اینو میدونم باید ازت بدم بیاد
بازم میخوام ببینمت خدایا قلبم چی میخواد؟!!!
میخواد که اون روزای تلخ دوباره باز زجرم بده
کاش بدونی چطور بازم گذشتمو یادم بره
خیلی روزا تو خلوتم دلم هواتو میکنه
ولی شکستن تا چه حد؟ کاش دل فراموش بکنه
نگاه نکن، چیزی نگو، با اینکه دل تو تنهایی میخواد باشم کنارت
شکستن غرورمو بهت نمیدم تا جاش بازم یه روز باشم کنارت
**********
+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 18:48 توسط نرگس
|