من شکستم
من شکستم تا تو را عاشق کنم بعد من باران فقط اب است و بس
هر که بعد از من سراغت را گرفت زشت یا زیبا فقط خواب است و بس
من که گفتم این بهار افسردنی است من که گفتم این ژرستو مردنی است
من که گفتم ای دل بی بند و بار عشق یعنی رنج یعنی انتظار
آه عجب کاری به دستم داد دل هم شکست و هم شکستم داد دل
یک نفر آمد قرارم را گرفت برگ و بارو شاخسارم را گرفت
چهار فصل من بهار بود ، حیف باد پاییزی بهارم را گرفت
اعتباری داشتم در پیش عشق با نگاهی ، اعتبارم را گرفت
عشق یا چیزی شبیه عشق بود آمد و دار و ندارم را گرفت
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹ ساعت 9:8 توسط نرگس
|