برای عشقم
در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در
کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم
تنهایی مجالم نمی دهد
**********************************
اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني؟ خيال کنم دل منو با
رفتنت نمي شکني ؟اجازه هست خيال کنم بازم مي آي مي بينمت ؟
با اون چشماي مهربون دوباره چشمک مي زني؟ طپش طپش با چشمکت
غزل بگم براي تو با اتکا به عشق تو . تو زندگي برم جلو
**********************************
در پناه
هر چند از اين دوري و چشمان قشنگت گله داريم
تا لحظهء خوبي كه بيايي، من و دل حوصله داريم
گفتي من و تو، قسمت يك پنجره باشيم قبول است
هر چند به اندازهء پرواز و قفس، فاصله داريم
يادت نرفته است عزيزم، كه اگر درد سري هست
از خندهء آن روز، از آن كوچه، از آن يك بله داريم
ديگر همه را گردن اين قسمت و تـقدير نينداز
تـقدير كدام است؟ ببين، ما خود مسئله داريم
عيب از خودمان نيست؟ كه تا پاي قراري به ميان است
هي صحبت كمبود زمان مي شود و مشغله داريم
انگار محال است كه ما قسمت يك پنجره باشيم
حالا كه به اندازهء پرواز و قفس فاصله داريم