دوستت دارم بي انكه بداني ........
تو امروز من را در این سیاهی روزگار تنها می گذاری و می روی بدون آنکه
بدانی دوستت داشتم ، اکنون در این هیاهوی نگاه ها و صداها به دنبال صدایی
آشنا می گردم تا شاید به من بگوید که می آیی ولی هیچ چیز را نمی شنوم به
نگاه های سرد پناه می آورم تا شاید نگاهی به من بگوید که تو کجایی ولی
همه سرد اند، همه می گویند تو چه آرام رفتی .
اکنون که به ستاره ها می نگرم تا ستاره ات را پیدا کنم ، شاید او به من بگوید
که تو کجایی .
به ستاره ها که می نگرم پشت انها تصاویری از زندگیشان است با خوشحالی
دنبال ستاره ی تو گشتم تا شاید به من چشمکی بزند ولی افسوس ...
چیزی نمی بینم ، حتی نوری هم ندارد که به آن بنگرم تا شاید نیمی از قلبم را
آرام کنم حالا با تمام افسوس می گویم : که ای کاش یک بار دیگر می آمدی تا
ببینی چقدر ای کاش ها بی جواب مانده اند*
و اینک از تو فقط برایم می گویند ومن مثل همیشه می شنوم وهیچ نمی گویم ،
اما این بار را می خواهم که خودت بگویی کجایی تا شاید تا شاید
باور کنم که نی....
اینک از تو برایم فقط کلبه ای از خاک بر تن سردت مانده است چه طور این
حقیقت تلخ و سرد را باور کنم در حالی که در قلبم همیشه زنده ای و فقط
می گویند که رفته ای من چگونه باور کنم درحالی که حتی تن سردت راهیچگاه
ندیده ام وفقط می شنوم که می گویند رفته ای ، اما نه از قلبم ، نه از ذهنم
بلکه دیگر درکنارم نیستی ، شاید حقیقت زندگی ام را لحظه ی به
تو پیوستن باور کنم

قصه دنيا و عشقهاي دروغش و درس نگرفتن ما
نمی دونم قصه از کجا شروع شد!
اصلا نفهمیدم کی شروع شد!
ولی وقتی به خودم اومدم
دیدم آخر قصه ام
تازه اون لحظه بود که فهمیدم
چقدر به شخصیتهاش وابسته شدم
ولی افسوس!
چاره ای نبود باید دل می کندم
درست مثل همیشه!!
برخلاف میلم!
اونا اول بدون اینکه از من اجازه بگیرن اومدن و شدن همه فکروذکرم
منوحسابی به خودشون وابسته کردن
بعد شم باز بی خبر می خواستن بذارن و برن
بدون اینکه به فکر آخروعاقبت من باشن
آره...
بار اولم نبود که یه قصه داشت برام تموم می شد
ولی نمی دونم چرا اینقدر برام سخت بود
با این وجود بعد از مدتی تونستم با کمک یگانه معبودم
دوری شخصیتهای این قصه رو هم تحمل کنم...
آدما همیشه بعد از شنیدن قصه ها یه درسی می گیرن
منم یه درس بزرگی از این قصه گرفتم
اونم اینه که:
دیگه هیچ وقت به هیچ کس وابسته نشم...
چون به هر چيزي وابسته شدم از دستش دادم و اين برايم خيلي سخت بود
