شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی

تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ

ارزوهایت دعا کردم

*****

گرچه دوری زبرم همسفر جان منی

قطره ی اشکی و در دیده گریان منی

این مپندار که یادت برود از نظرم

خاطرت جمع که در قلب پریشان منی